محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5502
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : طاهر ، ياران خويش را دسته ها كرد و بر هر دسته مىگذشت و مىگفت : « كثرت اينان كه مىبينيد فريبتان ندهد و امان خواستن آنها مانع كارتان نشود كه ظفر قرين اخلاص و ثبات است و فيروزى همراه صبر ، بسا گروه اندك كه به اذن خداى بر گروه بسيار غلبه يافته و خدا يار صابران است [ 1 ] . » گويد : آنگاه دستورشان داد كه پيشروى كنند كه پيشروى كردند و لختى با شمشيرها ضربت زدند ، آنگاه خدا به شانه هاى مردم بغداد زد كه پشت بكردند و هزيمت شدند و جاى اردوگاهشان را خالى كردند و ياران طاهر هر چه را از مال و سلاح در آن بود به غارت بردند . گويد : خبر به محمد رسيد و دستور داد تا عطيه دادن آغاز كردند و خزينه ها بيرون آوردند و صله ها داد ، مردم حومه ها را فراهم آورد و كسان را به خويشتن از نظر گذرانيد و هر كه را نكو منظر و نيك رونق مىديد به دو خلعت مىپوشيد و سردار مىكرد ، هر كه سردار مىشد ريش وى با بوى خوش آكنده مىشد و همينان بودند ( 443 كه سرداران بوى خوش نام گرفتند . گويد : به سرداران نوكار خويش هر كدام پانصد درم داد و يك شيشه بوى خوش . به سپاهيان و ياران سرداران چيزى نداد ، خبرگيران و جاسوسان طاهر اين را به دو خبر دادند كه كس فرستاد و به آنها نامه نوشت و وعده داد و استمالتشان كرد و كوچكتران را بر ضد بزرگتران تحريك كرد كه به روز چهار شنبه شش روز رفته از ذى حجه سال صد و نود و ششم بر محمد بشوريدند . يكى از ابناء بغدادى در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « به امين بگوى خدا را به ياد آرد « كه سپاه را چيزى نپراكند ، مگر بوى خوش « طاهر كه جانم به فداى او باد
--> [ 1 ] كَمْ من فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ الله وَالله مَعَ الصَّابِرِينَ 2 : 249 سوره . بقره . آيه . 249